السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
14
تفسير الميزان ( فارسي )
مستلزم حميد بودن است ، چون كسى كه به مردم بزرگترين نعمتها را ( نعمت بيرون كردن از ظلمتها به نور ) انعام كرده البته حميد است . ليكن نكته اى كه ايشان آوردهاند ، هيچ ربطى به سياق آيات اين سوره ندارد و شايد ايشان اين نكته را از آيه ديگرى كه در وصف قرآن مىفرمايد : « وَإِنَّه لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » « 1 » گرفته است و ليكن مقامى كه آيه مزبور دارد غير مقامى است كه آيات مورد بحث دارند . و از امام فخر رازى نقل شده كه در تفسيرش گفته است : اگر كلمه « عزيز » را بر كلمه « حميد » مقدم داشته براى اين است كه اولين اطلاعى كه انسان از خداى تعالى پيدا مىكند علم به قدرت او است ، سپس به عالم بودن ، و آن گاه به غنى و بى نياز بودن او است ، چون عزت ، به معناى قدرت ، و حميد ، به معناى عالم غنى است ، و همانطور كه گفته شد ، علم به قدرت خدا مقدم بر پى بردن به علم او به تمام چيزها و غناى او از تمامى آنها است ، ناگزير قرآن كريم هم ، عزيز را مقدم بر حميد ذكر كرد « 2 » . البته اين كلام فخر رازى گزاف گويى عجيبى بيش نيست . و قريب به همين حرف در گزاف گويى ، سخن يكى ديگر از مفسرين « 3 » است كه گفته : مقدم داشتن عزيز بر حميد به خاطر اعتنايى است كه نسبت به صفات سلبيه است ، چون كه در هر چيزى « تخليه » بر « تحليه » مقدم است . ( اول بايد ظرف را از پليديها و زهرها شستشو نمود ، سپس شربت در آن ريخت ، و ظرف دل نيز چنين است در صفات خداوندى هم ، اول بايد او را از نواقص منزه داشت ، بعد صفات ثبوتيه را برايش اثبات نمود ) و عزت هم كه از صفات سلبيه است بر حميد ( كه از صفات ثبوتيه است ) مقدم شد . و در وجه اينكه چرا از ميان صفات خداوندى اين دو صفت اختصاص به ذكر يافته ، بعضى « 4 » گفتهاند : براى اينكه مردم را به پيمودن راه دين كه راه عزيز و حميد است تشويق كند ، چون سالك راه دين ، عزيز و محمود است .
--> ( 1 ) و اين كتابى ارجمند است . و هرگز از پيش رويش ( عصر نزولش ) و از پشت سرش ( تا ابد ) باطل بدان راه نيابد ، چون از ناحيه خداى عزيز حميد نازل شده است . سوره حم سجده ، آيه 42 . ( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 75 . ( 3 ) تفسير روح المعانى ، ج 13 ، ص 182 . ( 4 ) منهج الصادقين ، چاپ اسلاميه ، ج 5 ، ص 122